چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۴
۰ نفر

در دور تازه تقابل ایران و آمریکا، اهرم‌های فشار و بازدارندگی دو طرف از تنگه هرمز و شبکه منطقه‌ای تا محاصره دریایی و حمله به زیرساخت‌ها، پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر از گذشته شده‌اند؛ وضعیتی که احتمال مهار بحران و دستیابی به توافقی پایدار را کاهش داده است.

مذاکرات ایران امریکا

احمد موسی پور؛ دور جدید درگیری‌های نظامی میان ایران و ایالات متحده در تنگه هرمز و مناطق جنوبی ایران، در یک ماه اخیر، روندی تشدیدشونده و تصعید بحران را دنبال کرده است. پس از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، این انگیزه وجود داشت که طرفین درگیری احتمالاً در نهایت صلح و توافق را به نبرد نظامی ترجیح دهند؛ چرا که درگیری نظامی هزینه‌های هنگفتی برای هر دو طرف به همراه دارد. با این حال، دیدگاه دیگری بر این اصل تأکید داشت که روند جاری میان تهران و واشنگتن نشانه‌های پررنگی از تجدید قوا و آغاز یک دوره جدید از درگیری را در خود دارد؛ چرا که توافق‌نامه اسلام‌آباد عملاً هیچ نقطه تثبیت‌کننده‌ای برای هیچ‌یک از طرف‌های نزاع ایجاد نکرده و هر دو طرف نمی‌توانستند با اتکا به مفاد آن، فضای سیاسی داخلی خود را تلطیف کنند. از سوی دیگر، نقش مخرب رژیم صهیونیستی در روند اجرا و امضای این توافق‌نامه، همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، استحکام مبنایی آن را کاملاً تحت‌الشعاع قرار داد. با این وجود، همچنان اهرم‌هایی در اختیار ایران و ایالات متحده وجود دارد که یک ویژگی بسیار متمایز، آن‌ها را نسبت به دور اول درگیری (جنگ ۴۰روزه) متفاوت می‌کند. در روند فعلی، اهرم‌های اعمال قدرت طرفین به‌مراتب پرهزینه‌تر از گذشته شده و عملاً ریسک استفاده از آن‌ها به‌شدت افزایش یافته است. در این یادداشت، به‌صورت اجمالی و مختصر، به تعدادی از این اهرم‌های اعمال قدرت و مقاومت اشاره خواهد شد.

اهرم تنگه هرمز

یکی از پروتکل‌های موسوم به «روز قیامت» جمهوری اسلامی ایران برای هر نوع درگیری فراگیر با آمریکا، انسداد کامل تنگه هرمز بوده است. تهران با درک واقعیت‌های اقتصاد جهانی، از جمله وابستگی آن به منابع انرژی، در روزهای نخست جنگ ۴۰روزه اقدام به انسداد کامل این تنگه کرد. به گواه و اعتراف بسیاری از تحلیل‌گران، این اقدام و سیاست، اهرم قدرتمندی بود که مانع از تبدیل شدن ایران به وضعیتی مشابه عراق یا لیبی شد. فشاری که از طریق اختلال در تزریق مستمر انرژی به اقتصاد جهانی و همچنین فضای سیاسی داخلی ایالات متحده ایجاد شد، پدیده‌ای نوظهور بود که نمونه مشابه اندکی برای آن می‌توان یافت. تهران با درک دامنه تأثیرگذاری تنگه هرمز، در دور جدید درگیری نیز با انسداد کامل این آبراهه، فشار بر ذخایر استراتژیک ایالات متحده را حفظ کرده است. به نظر می‌رسد اصلی‌ترین انگیزه ایران از این اقدام، تحمیل حاکمیت خود بر این آبراهه حیاتی باشد؛ چرا که رسمیت یافتن این حاکمیت، اهرم‌های غرب در قبال تهران را به‌شدت محدود خواهد کرد.

بازیگر دیوانه

یکی دیگر از اهرم‌های ایران، چه در دور جدید درگیری‌ها و چه در روند فعلی، ساخت تصویری از یک «بازیگر دیوانه» در ذهن حکام عرب حاشیه خلیج فارس و به تبع آن در ذهن سیاستمداران آمریکایی و غربی است. تهدید مستقیم و ارائه بانک اهدافی از شرکت‌ها و میادین نفتی و گازی منطقه از طریق میانجی‌ها به آمریکا و کشورهای خلیج فارس، با توجه به اراده جمهوری اسلامی ایران برای ورود به هر نوع درگیری، موجب شد چهره تخریب‌شده تهران، به‌ویژه پس از ۷ اکتبر، در ذهن حکام منطقه تا حدی ترمیم شود و همین امر به اهرمی جدید برای تهران تبدیل گردد. طرح این موضع رسمی از سوی مقامات ایرانی که در صورت هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های برق و انرژی ایران، تمامی زیرساخت‌های مشابه در منطقه هدف حملات موشکی سپاه پاسداران قرار خواهند گرفت، تأثیر مهمی در عقب‌نشینی ترامپ از طرح حمله اخیر او داشت. به بیان دیگر، ایران با اقداماتی که در جنگ ۴۰روزه انجام داد، اراده خود برای ورود به هر سطحی از درگیری را نشان داده و از این طریق، میزان ریسک‌پذیری طرف مقابل برای اجرای تهدیداتش را به‌طور معناداری کاهش داده است. در نتیجه، سیاست «مرد دیوانه» تهران در قبال کشورهای منطقه تا حدی موفق عمل کرد و فشار دولت‌های حاشیه خلیج فارس بر آمریکا، به عقب‌نشینی موقت ترامپ از حملات گسترده منجر شد.

هسته‌ای

جنگ ۴۰روزه اخیر بیش از هر چیز به تهران نشان داد که مسئله هسته‌ای و تهدیدات مرتبط با آن، صرفاً بهانه‌ای برای تضعیف ایران از سوی طرف مقابل است. این برداشت اکنون به یک اصل تثبیت‌شده در ایران تبدیل شده است. بر این اساس، گزینه‌هایی همچون تعلیق یا خروج از معاهده NPT، یا حتی حرکت به سمت هسته‌ای شدن، در دستور کار احتمالی قرار گرفته‌اند. هرچند بهره‌برداری از این اهرم نیازمند بررسی‌های دقیق و چندجانبه است، اما به‌طور کلی، یک اهرم جدید در حوزه هسته‌ای در اختیار ایران قرار گرفته است.

شبکه منطقه‌ای

ایران در جنگ اخیر بخشی از توان منطقه‌ای خود در عراق را فعال کرد و حملاتی علیه آمریکا از خاک این کشور، با حمایت گروه‌های مقاومت اسلامی عراق، انجام شد. در درگیری اخیر نیز جنبش انصارالله یمن فعال شد و تنگه باب‌المندب به فهرست اهرم‌های فعال جمهوری اسلامی ایران اضافه گردید. به نظر می‌رسد ظرفیت‌های موجود در عراق و یمن هنوز به‌طور کامل فعال نشده و فرصت‌های قابل‌توجهی در این کشورها وجود دارد که در زمان مناسب می‌توان از آن‌ها برای ضربه زدن به منافع آمریکا در منطقه بهره برد.

محاصره دریایی

کلیدی‌ترین اهرم ایالات متحده در قبال تهران، پس از اقدام نظامی، مسئله محاصره دریایی است. بخش قابل‌توجهی از تجارت خارجی ایران وابسته به حمل‌ونقل دریایی است. از این رو، اعمال یک محاصره هدفمند، فراگیر و چندلایه می‌تواند تأثیر منفی قابل‌توجهی بر تراز تجاری ایران گذاشته و فشارهای اقتصادی داخلی را افزایش دهد. هرچند مرزهای زمینی ایران و مسیرهای هوایی به چین و سایر کشورهای منطقه می‌توانند بخشی از این فشار را کاهش دهند، اما در نهایت باید پذیرفت که جایگزین کاملی برای تجارت دریایی وجود ندارد.

بمب اتمی و حمله به زیرساخت‌های انرژی

به اعتقاد نگارنده، جنگ ۴۰روزه اخیر محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا را به‌وضوح آشکار کرد و مرزهای اعمال این قدرت را نشان داد. در نتیجه، بمباران‌های متعارف و کمپین‌های هوایی گسترده نتوانستند اهداف مورد نظر آمریکا را محقق کنند. بر این اساس، دو گزینه مشخص پیش روی ترامپ قرار دارد: نخست، استفاده از سلاح هسته‌ای علیه اهدافی که با حملات متعارف از بین نرفته‌اند، مانند شهر موشکی یزد یا تأسیسات کوه کلنگ؛ و دوم، نابودی گسترده زیرساخت‌های انرژی و برق ایران. هر دو گزینه تبعاتی غیرقابل پیش‌بینی و احتمالاً جبران‌ناپذیر دارند، و به همین دلیل، ریسک استفاده از آن‌ها به‌شدت افزایش یافته است؛ با این حال، همچنان به‌عنوان گزینه‌های محتمل در اختیار رئیس‌جمهور آمریکا قرار دارند.

اسرائیل و موساد

به نظر می‌رسد نوعی تقسیم کار میان اسرائیل و آمریکا در قبال ایران شکل گرفته است؛ به‌گونه‌ای که موساد هدایت فاز امنیتی و اطلاعاتی را بر عهده دارد و آمریکا در بعد نظامی نقش اصلی را ایفا می‌کند. بر این اساس، این احتمال وجود دارد که هسته‌های خفته‌ای از موساد در داخل ایران وجود داشته باشند که برای درگیری‌های گسترده‌تر در آینده حفظ شده‌اند. دور از ذهن نیست که در زمان مقتضی، این ظرفیت‌های امنیتی و اطلاعاتی علیه جمهوری اسلامی فعال شوند. این اقدامات می‌تواند طیف گسترده‌ای را شامل شود؛ از عملیات سایبری گرفته تا ترور و خرابکاری‌های سازمان‌یافته.

ائتلاف‌سازی

حمله ۳ مرداد اوکراین به یک کشتی تجاری ایرانی در دریای خزر می‌تواند به یکی از نقاط عطف مهم در امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود. در یک سال گذشته، ایران درگیر تقابل مهمی با آمریکا و اسرائیل بوده و عملاً در وضعیت شبه‌جنگی با این دو بازیگر قرار داشته است. از سوی دیگر، از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین، ادعاهایی از سوی کشورهای اروپایی مطرح شده که ایران را به حمایت نظامی از روسیه متهم می‌کنند؛ هرچند ایران هیچ‌گاه این موضوع را به‌صورت رسمی تأیید نکرده است. در چنین شرایطی، گشوده شدن یک جبهه جدید برای ایران مطلوب نیست. با این حال، درگیری احتمالی با اوکراین، به‌بهانه حمایت از روسیه، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری یک ائتلاف بین‌المللی، عمدتاً غربی، علیه تهران شود. هرچند با توجه به روابط نه‌چندان مطلوب اروپا با ترامپ، این احتمال نیز وجود دارد که اروپا صرفاً برای افزایش فشار بر روسیه، به چنین ائتلافی تن دهد.

جمع‌بندی

به نظر می‌رسد روند درگیری ادامه‌دار خواهد بود و توافقی که بتواند به جنگ پایان دهد، در کوتاه‌مدت در دسترس نیست. احتمال تصعید بحران تا سطح عملیات نظامی زمینی علیه ایران نیز وجود دارد. بازی با اهرم‌های قدرت و مقاومت، در هر صورت، با ریسک‌ها و هزینه‌های بالایی همراه است و مدیریت پیامدهای آن به‌سادگی ممکن نخواهد بود. تهران به جمع‌بندی مشخصی درباره جنگ رسیده و در انتظار اقدامات طرف مقابل باقی نخواهد ماند؛ بلکه احتمالاً اقدامات پیش‌دستانه و حتی سخت‌گیرانه‌ای را در دستور کار قرار خواهد داد.

کد خبر 1058486

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار دفاع-امنیت

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha